۱. امروز حس کردم بعد از اینهمه لذت بردن از صدای دالیدا (Dalida) منصفانه اینه که بهش ادای دینی بکنم. خصوصا اینکه همین چندوقت پیش ۲۰ سالگی مرگش بود. پس این شما و این خلاصه زندگی دالیدا.
Yolanda Gigliotti که بعدا به Dalida معروف شد در سال ۱۹۳۳ در یک خانواده موسیقیدان ایتالیایی در قاهره به دنیا آمد. در ۲۰ سالگی به عنوان دختر شایسته مصر انتخاب شد و به قولی توسط یه کارگردان فرانسوی کشف شد و درنتیجه به پاریس رفت.
در پاریس کار خوانندگی را شروع کرد و در مدت کوتاهی شهرت بزرگی به هم زد. تنها دوسال پس از رفتن به پاریس آهنگ Bambino را خواند که نزدیک به یک سال هر هفته در لیست ۱۰ آهنگ پرفروش فرانسه بود. تا دوسال بعد شهرت دالیدا جهانی شده بود و به ده زبان مختلف آهنگ خوانده بود. در سال ۱۹۶۱ شهرت خواننده با جایی رسیده بود که به مدت یک ماه، هرشب در یکی از بزرگترین سالنهای موسیقی پاریس برنامه اجرا کرد و همه بلیط ها فروخته شد! ده سال بعد وقتی بخاطر تغییرات شدیدی که دالیدا در مضامین آهنگهاش داده بود، هیچ سرمایه گذاری حاضر نشد که سالن را برایش اجاره کند، خودش با پول خودش سالن را اجرا کرد و موفقیت ده سال پیش را تکرار کرد. تا آن روز دالیدا نزدیک به ۸۸ میلیون رکورد فروخته بود و بعضی از آهنگهایش در بیشتر از ۱۰ کشور دنیا در لیست ۱۰ آهنگ پرفروش رفته بودند. موفقیت های دالیدا تا سال ۱۹۸۰ کماکان ادامه داشت و در فرانسه در حد پرستش مورد علاقه مردم بود.
دالیدا ولی زندگی شخصی شادی نداشت. او سه بار رابطه عاطفی برقرار کرد و هر سه بار معشوقه هایش خودکشی کردند. وقتی در اوایل دهه ۸۰ خواننده از اوج خودش دور شد، دچار افسردگی شدیدی شد. در سال ۱۹۸۷ و در سن ۵۳ سالگی زندگی برای دالیدا آنقدر غیرقابل تحمل شده بود که همچون سه معشوقه اش به عمر خود پایان داد. بعضی از رکوردهای دالیدا هنوز در لیست پرفروشترین های دنیا هستن.
اگه علاقه مندین که صدای خواننده را هم بشنوین٬ سه آهنگ از دالیدا در biandish2@gmail.com اضافه شده.
۲. بازهم اندر تفاوتهای زن و مرد. این گزارش بی بی سی جالبه. خلاصه قضیه اینه که هنرپیشه های زن هالیوود بعد از ۴۰ سالگی معمولا به سرعت ترد میشن ولی هنرپیشه های مرد تا ۷۰ سالگی هم پیشنهاد بازی در فیلمهای خوب و در نقش های خوب دریافت میکنن. زنان ولی اگه هم پیشنهادی دریافت کنن معمولا در نقش بیوه ها و عجوزه هاست (کلمات را از خود بی بی سی برداشتم). منظورم اینه که علیرغم همه پیشرفت هایی که در مورد تساوی حقوق زن و مرد شده هنوز بیماری های فرهنگی بزرگی در سرتاسر دنیا وجود داره که من فکر نکنم به این زودی ها هم رفع شن چون در جهت رفع این نوع خاص از عدم تساوی هیچ فعالیت مثبت فرهنگی ای نمیشه. در واقع فعالیتها عمدتا ضد فرهنگیه!
۳. در امتداد شماره قبل. گاهی فکر میکنم برای زنی که در ایران زندگی میکنه و مشکلاتش در حد بدیهیات زندگی (مثل انتخاب رنگ لباسه) ایرادهایی که من به عدم تساوی یا اجحاف در حقوق زن در اینسوی دنیا میگیرم خیلی ممکنه احمقانه و لجوجانه به نظر بیاد. ولی معتقدم اگه قراره تحولی در ایران اتفاق بیوفته بهتره از اول با در نظر گرفتن همه جوانب در نظر بگیره. یعنی اگه هدف رسیدن به جایی باشه که مثلا انگلستان رسیده، خوب این خوبه ولی حالا که قراره هزینه بدیم بهتر نیست بدونیم مشکلات سیستم انگلستان چیه و از اول به سمتی حرکت کنیم که درست تره. به نظر من وقتی بیشتر از ۷۰ درصد دختران مدرسه ای در انگلیس دچار عدم اعتماد به نفس ناشی از دختر بودن هستن (احساس میکنن از استاندارد عقب ترن و احساس اضطراب دارن) این یه بیماری مهمه (متاسفانه نتونستم لینکش را پیدا کنم. ولی یه گزارش از بی بی سی بود براساس تحقیقاتی که در آکسفورد انجام شده بود و نتیجه اش این بود که نقش زن در برنامه های تلویزیونی منشاء اصلی این ناهنجاریه).
۴. این خبر برام یه کم خنده دار بود و یه کم هم گریه دار! یه مدرسه ای را در انگلستان تصور کنین که درش مسلمونها یا سیکها حق دارن حجاب مخصوصشون را حفظ کنن. همچنین افرادی که به گوش یا دماغشون حلقه میندازن آزادن. ولی این مدرسه یه دختری که حلقه بکارت یا به عبارتی Purity Ring داره را مجبور میکنه که حلقه اش را برداره (اینجا). (اگه در مورد Purity Ring نشنیدین قضیه اش اینه که یه عده از جوانان برای اینکه بگن که با سکس قبل از ازدواج مخالفن این حلقه نقره ای را دست میکنن.) یه همچین اتفاقاتی ثابت میکنه که خریت مخصوص مملکت ما نیست. منتظر میمونم ببینم رای دادگاه چیه! هرچند میشه حدس زد که مدرسه برنده میشه چون داره فرم مخصوصش را اجبار میکنه!
۵. اگه بچه اول خانواده هستین (من نیستم!) احتمالش بیشتره که باهوشتر از خواهر و برادراتون باشین. (لینک)
۶. یه فیلم۱۳ دقیقه ای در مورد سفر یه خانواده خارجی به ایران برای اسکی.