تبليغاتX
بیندیش - فرهنگ بز کشی (صفحه سوم)

بیندیش

1. با ایران تلفنی صحبت میکردم. ازم میپرسیدن که راسته که تو کانادا برنج سهمیه بندی شده! ظاهرا اخبار ایران یه همچین گزارشی پخش کرده! راستش دروغ چرا. تا مرگ آ آ آ آ. برنج اینجا هم گرون و هم سهمیه بندی شده. برنج باسماتی که سالهای سال بود که کیلویی 1.5 دلار بود شده کیلویی 1.8 دلار و مغازه ای که من ازش خرید میکنم برای اینکه برنجش تموم نشه برای خریدهای بیشتر از 80 پاند (36 کیلو) کیلویی 2 دلار حساب میکنه. البته اونم میشه فردا بیایین و دوباره 36 کیلو بخرین به قیمت ارزونتر. تازه بقیه مغازه ها همچین محدودیتی نذاشتن. حالا اصلا بگو قیمت شده کیلویی دو دلار. یعنی در بدترین حالت کیلویی 1800 تومن. ولی همین برنج را خواهرم میگفت کیلویی 4000 تومن میخرن. اونوقت اخبار ایران روش میشه بیاد بگه برنج تو کانادا سهمیه بندی شده. حالا اصلا فرض کنین که سهمیه بندی شده. اصلا گیرم که شده کیلویی 200 دلار و مردم کانادا دارن از گشنگی میمیرن (حالا بسکه هم برنج میخورن). عزیز دل من، ای برادر اخبارنویس بسیجی. بدبختی مردم کانادا که برای مردم ایران رفاه نمیشه. مردم از حکومتشون رفاه میخوان نه بدبختیه بقیه کشورها را. حالا هرچقدر که روزنامه کیهان تیتر اولش را اختصاص بده به طوفان و سیل تو آمریکا و به دروغ بنویسه که مردم آمریکا در فقر و فلاکت هستن این دردی از مردم ایران کم نمیکنه. تنها نتیجه اش اینه که فرهنگ "بز کشی" را بین مردم رواج میده (اگه ضرب المثل بز کشی را نشنیدین خلاصه داستانش اینه که طرف کشاورزه به جای اینکه زمینش را آبیاری کنه که بار بده میرفت بزهای همسایه را میکشت که همسایه اش هم مثل خودش فقیر باشه). تو محیطی هم که فرهنگ بزکشی راه بیوفته امکان ترقی برای هیچ کس نیست. بنابراین برادر شریعتمداری عزیز. روش شما تیر زدن به خودتونه نه به آمریکا.

2. من شبهای برره را دیدم. مرد هزار چهره را هم دیدم. دلیلم هم این بود که نمیخواستم از زبان کشورم دور بیوفتم. بلاخره لازم بود که بدونم "فرق فکوله" یعنی چه که پسفردا میون رفقا و فامیل مایه مسخره نباشم. برای فهمیدن یه سری جکها هم که واجب بود. ولی خدا وکیلیش کل دوتا مجموعه روی هم به اندازه یک ساعت خنده هم به زور بود! قبول ندارین یه مدتی The Simpsons را دنبال کنین. یا Frasier را گیر بیارین و 264 اپیزودش را تماشا کنین تا بفهمین چی میگم. تفاوت کیفیت در حدیه که واقعا نمیدونم کجاش را براتون مقایسه کنم. یه فلسفه پشت برنامه های طنزی مثل The Simpsons و Frasier و سایر سیت کام های خوب هست که تو مشابه های ایرانیش اصلا وجود نداره. در نوع فرنگی ایده اینه که میزان نکات خنده دار اونقدر زیاد باشه (و بعضی هم حتی مخفی باشه که بار اول که برنامه را میبینین نفهمین) تا در نتیجه هربار که تکرار همون اپیزود را میبینین یه چیز جدید توش جلب توجهتون کنه و یه نکته جدید برای خنده بگیرین. در نتیجه یه برنامه 20 دقیقه ای بارها و بارها پخش میشه و شمای بیننده حتی بعد از بار سوم هم از دیدن اون برنامه لذت میبرین. تازه آخرش هم یه سری نکته ها را صرفا بخاطر کمبود پیشینه لازم نمیگیرین. برای اون هم کلی گروه های بحث اینترنتی هست که با دادن رفرنس های مناسب از کتب تاریخ شیمی فیزیک و غیره براتون توضیح میدن که این نکات مخفی چی بوده. خلاصه اینکه من نوعی حداقل 60 دقیقه وقت صرف تماشای هر اپیزود 20 دقیقه ای The Simpsons میکنم. تو برنامه های طنز ایرانی (البته منظورم موفق هاشه) همون محتوای 20 دقیقه ای را رقیقش میکنن تا کل 60 دقیقه را پر کنه. در نتیجه سرعت اتفاقات به حدی کنده که گاهی میخواهی سرت را بکوبی به دیوار. یه مزه اونقدر تکرار میشه که حتی اگه آی کیوت 50 هم هست بفهمیش. در حالیکه که یکی از مهمترین عناصر خنده ظرافت و مخفی بودنشه. هرچقدر نکته خنده دار با شوک بیشتر و مخفی تر بیاد خنده اش بیشتره. در نتیجه واقعا برنامه ها حوصله بر میشه. مثلا تو شبهای برره چندبار شطرنج بازی کردن؟ تو مرد عوضی چند بار تکرار شد "خونمون؟ خونتون؟ تو حیاط؟ پیش تمساح ها؟"

3. نوابغی که The Simpsons را میسازن یه کار دیگه هم دارن به اسم Futurama. اگه شبکه تلتون را دارین یه مدتی این را هم دنبال کنین. قول میدم معتاد شین. اینقدر نکاتش ظریف و قشنگه که هرچه باسوادتر باشین بیشتر میخندین و تقریبا این ته نداره. البته The Simpsonsهم همینطوره (ولی توی سیمپسونز اکثر رفرنسها فرهنگیه مثلا فلان فیلم را باید دیده باشین یا فلان کتاب را خونده باشین و البته اخبار را باید دنبال کنین). توی Futurama رفرنسهای علمی هم زیاده. یه پرفسور هم توش هست که شخصیت مورد علاقه منه. آدم به این نامردی تو عمرم ندیدم.

4. اگه مثل من بیتربیت هستین South Park هم یه سری اپیزود خیلی خوب داره! البته این یکی 18+ هست. لطفا در حضور کودکان و نوامیس مردم تماشا نشود. میگن که در زمانهای قدیم تام کروز اصرار داشته که در South Park بهش یه صدا بدن. سازنده های South Park هم بجای دادن صدا، بهش نقش دادن!!! یه اپیزود در مورد گی بودن تام کروز ساختن! فکر کنم دیگه تام کروز South Park تماشا هم نکنه! خصوصا بعد از اون قسمتی که در مورد Church of Scientology ساختن! احتمالا درستش اینه که من بشینم توضیح بدم این قضیه Scientology و ارتباطش با تام کروز چیه و چرا باید تام کروز از این قضایا ناراحت باشه. ولی کور خوندین. اگه شما اونقدر علاقه ندارین که جواب را بدونین که برین رو گوگل سرچ کنین و بخونین من چرا به خودم سختی بدم!!

5. حالا که چونه ام گرمه این را در مورد scientology بگم که یه نویسنده کتابهای علمی تخیلی یعنی Ron Hubbard یه داستان جالبی مینویسه که البته داستان طولانیه ولی آخرش میرسه به اینکه روح های سرگردان یه سری موجود فضایی سر از کره زمین در میارن و میان بدنهای ما را تسخیر میکنن. هرکدوم ما روح یکی از این موجودات فضایی تو بدنمونه. کسی هم که این بلا را سر ما آورده و این روح های سرگردان را آورده به کره زمین اسمش لرد زینو هست که خیلی موجود بدیه. خلاصه کنم اینکه کم کم این داستان تبدیل شده به یک دین به اسم scientology که برای خودش کلیسا هم داره و صد البته تام کروز یکی از پیروان این دینه.

6. پیرو شماره 2 ایندو نوشته را هم بخونین. یکی به قلم لوبیا و دیگری به قلم غضنفر. فکر کنم نقطه تلاقی این سه حرف اینه که اگه سلیقه مخاطب بره بالا، کیفیت محصول تولید شده براش هم میره بالا. ولی متاسفانه سلیقه مخاطب به این راحتی نمیتونه بره بالا چون یه کم ما مردم جوگیری هستیم.
+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 16:28  توسط بیندیش  |