تبليغاتX
بیندیش - یک توضیح (یا طالبان)

بیندیش

اول: مدتی قبل تو یکی از پست هام از تئوری علمی حجاب حرف زدم. این نوشته یه توضیح مبسوط در مورد اون حرفه. راستش مدتیه که تو فکرمه این نوشته را مرتب کنم و بنویسم. بعضی از حرفاش را قدیم ها گفتم و برای کسایی که از اون روزگار به اینجا سر میزدن تکراریه ولی بعضی هاش تا حدودی جدیده و در واقع یه جمع آوری مرتب تریه.

دوم: نتیجه گیری ها کاملا شخصیه! ممکنه خیلیش براتون قانع کننده نباشه ولی امیدوارم حداقل پنجره جدیدی برای تفکر باشه. حداقل اینکه نظرات شخصی خودتون را شاید بتونین با این نگاه کامل تر کنین.

و اما خود حرف:
تقریبا در تمام دنیا (انسان و حیوان) جنس نر طالب و جنس ماده مطلوبه. و باز تقریبا در تمام دنیا جنس نر نسبت به زوجش غیرتی تر و در عین حال خائن تره. خوب اینها تصادفی نیست. در مورد تصادفی نبودنش قبلا نوشتم ولی برای کامل بودن بحث یه مختصری تکرار میکنم:

الف. تولید مثل یکی از اصلی ترین میل های یک موجوده. موجودی که میل به تولید مثل نداره محکوم به انقراضه (مثلا خرس پاندا). بنابراین جای تعجب نیست که این میل میون تمام موجودات دنیا بسیار شدیده.
ب. موجود ماده تعداد محدودی فرزند (کپی ژنتیک از خودش) میتونه داشته باشه بنابراین در انتخاب زوج سخت گیره. موجوده نر ولی تعداد تقریبا نامحدودی فرزند میتونه داشته باشه.
ج. در نتیجه، برای بالاتر بردن شانس تولید مثل، موجود نر دنبال داشتن زوجهای فراوان و موجود ماده دنبال داشتن زوج بهتر (قوی تر، پولدارتر، باهوشتر ...) میگرده.
د. موجود نر روی زوجش غیرت داره چون میخواد مطمئن باشه فرزند خودش را داره نگهداری میکنه. موجود ماده همیشه میدونه که فرزند خودش را داره تولید میکنه و بزرگ میکنه.

دقت کنین که هیچکدوم از این موارد الف تا د لازم نیست در لایه آگاه ذهن اتفاق بیوفته. مثلا من انتظار ندارم یه شتر به این موضوعات فکر کنه. ولی یه شتر بر این اساس زندگی میکنه (اگه قبول ندارین یه کتاب روی نظریه تکامل داروین بخونین).

تا اینجای بحث خیلی از پدیده های پیرامونمون را توضیح میده. مثلا اینکه چرا در دوره ای از زمان، دنیای مردسالار زن را تو اسارت خونه نگه داشته (مهم نیست به کجای کره زمین نگاه کنین. اگه ۱۰۰ سال ساعت را برگردونین عقب این یه موضوع جهانیه.) همچنین اینکه چرا دنیای شعر مردانه از زن یه موجودی آسمانی (مطلوب) میسازه. یا اینکه چرا مردها علیرغم عشق به خانواده شون خائن ترن. یا اینکه چرا مردها با نگاه تحریک میشن ولی زنها معمولا نمیشن! یا اینکه چرا زنها به زیبا بودنشون اینقدر اهمیت میدن (چون میخوان لشکر بزرگتری مرد تو لیست انتخابشون بتونن داشته باشن). قبل از اینکه عصبانی بشین: منظورم این نیست که آرایش کردن یک زن یعنی ابراز کردن خودش برای بلندبالا کردن لیست طالبانش. منظورم اینه که این رفتارهای ما در لایه ناخودآگاه ماست. اینجوری مغزمون سیم کشی شده. یک زن دوست داره زیبا باشه. تک تک سلولهای بدنش اینا دوست داره. و برای همین هم آرایش میکنه. ولی واقعا چرا زیبایی اینقدر برای یک زن مهمه. ممکنه جوابش واقعا تو میلیونها سال سعی و خطای طبیعت (تکامل) نوشته شده باشه. به طور مشابه تحریک مرد با نگاه. مرد بیچاره شاید خودش هم خجالت بکشه . ولی مغزش اینجوری سیم کشی شده. صنعت چند تریلیون دلاری پورن هم روی همین قضیه ساده می چرخه. خیلی تو جزئیات نرم، ولی همین نگاه توضیح میده که چرا روسپی گری به عنوان یک منبع درآمد برای زنان خیلی مرسوم تره تا برای مردان.

پذیرفتن اینکه زن نقش مطلوب و مرد نقش طالب را بازی میکنه نتایج دیگه ای هم داره که بعضی هاش به طور خاص، این زمونه به دل نمی چسبه. مثلا اینکه معمولا مرد از زن خواستگاری میکنه. یا اینکه چندهمسری در مردها (در طول تاریخ منجمله الانه در خیلی از جاهای دنیا)  مرسوم بوده و هست.

اما که چی؟ خوب، دو رویکرد به این قضیه وجود داره. رویکرد اول اینه که قوانینی وضع کنیم که این نقشهای طالب و مطلوب را کمرنگ کنه یا کلا ممنوع کنه (یعنی مثلا قوانینی وضع کنیم که توش زن نتونه جلوه گر باشه. چند همسری مرد درش ممنوع باشه و غیره و غیره). رویکرد دوم اینه که موضوع را به رسمیت بشناسیم و بهش نه فقط اجازه وجود که آزادی کامل بدیم و بذاریم روند طبیعیش را طی کنه.

بعضی از قوانین دنیای امروز را میشه در قالب این رویکردها فهمید. مثلا ممنوعیت چندهمسری در عمده کشورهای غربی که طالب بودن مرد را ممنوع می کنه. یا قوانین آزادی زن که مطلوب بودن زن را به رسمیت میشناسه. یا پوشش سخت گیرانه برای زن در کشورهای اسلامی که مطلوب بودن زن را ممنوع میکنه و یا قوانینی که طالب بودن مرد را به رسمیت میشناسه (ربط پیدا کرد به طالبان! اسم با مسماییه ها!). هردو این روشها یه جور واکنش کنترلی نسبت به این اختلاف جایگاه زن و مرده.

اگرچه نمی خوام خیلی نظرات شخصی خودم را اینجا تبلیغ کنم ولی یه نتیجه گیری را باید بکنم چون این نوشته را برای اون نتیجه گیری نوشتم. به نظر من قوانینی که یک جامعه پیشرو داره باید این اختلاف را به رسمیت بشناسه ولی تا حدی هم کنترلش کنه. منظورم کنترل صددرصد نیست بلکه کنترل در حدی که سیستم ناپایدار نشه.

بذارین یه مثال بزنم. یه موتوری را تصور کنین که داره سوخت خودش را از یه چاه پمپ میکنه. اگه این موتور سرعتش زیاد شه، سوخت بیشتری به خودش پمپ میکنه و سرعتش بازم بیشتر میشه و باز سوخت بیشتری پمپ میشه و این چرخه بی نهایت موجب انهدام موتور میشه (به قول متخصصین فن فیدبک مثبت positive feedback اتفاق میوفته. راستش را بخواهین موتورهای الکتریکی القایی را میشه جوری سیم کشی کرد که خودشون خودشون را منهدم کنن! از طریق فیدبک مثبت). پس اندک کنترلی لازمه. ولی کنترل بیش از حد هم ممکنه کلا موتور را از کار بندازه.

حالا همین مثال را میشه به مدل های اجتماعی هم اعمال کرد. زنی که جلوه گریش کاملا به رسمیت شناخته شده درگیر یک بازی بی انتهاست. هرروز رقبا قویتر شدن و جلوه گری باید یک قدم بره جلو.  موضوع به سادگی یک رقابته و اگر هیچ کنترلی روش نباشه انتها هم نداره. به طور مشابه اگر سربه هوا بودن مرد به رسمیت کامل شناخته بشه درش انتهایی نیست. کما اینکه شاهانی بودن که حرمسراشون بالای چندصد زن داشته و امروز هم مردهایی هستن که میتونن چنین حرمسراهایی را از نظر مالی تامین کنن و یا مخفیانه دارن.

منظورم اینه که یک سطحی از کنترل لازمه. سطحش را من نمیتونم تعیین کنم و از جامعه به جامعه هم فرق داره. ولی مستقل از سطحش میشه نتیجه گرفت که قوانین اون جامعه پیشرو روی پوشش زن حساس تر از مردن. این اون تئوری علمی حجاب بود که چندی پیش در موردش یه اشاره ای کردم. دقت کنین که این حجابی که من دارم ازش حرف میزنم معنی اش چادر یا مقنعه و روسری نیست بلکه کاملا کانسپچواله (معادل فارسی؟).

یه نکته آخر اینکه حجاب (به معنی قوانین در محدودیت پوشش) همه جای دنیا هست. من نمیتونم با هر لباسی برم تو خیابون و از این بابت هم اعتراضی ندارم چون فکر اینکه بخوام به گیزمو دیگران تو خیابون نگاه کنم (یا نکنم) حالما بد میکنه! میخوام بگم هدف این نوشته این نبود که بگم یه سطحی از پوشش لازمه. که فکر کنم اکثر شما قبول داشته باشین. هدف این نوشته این بود که بگم عادلانه اش اینه که این قوانین پوشش بین زن و مرد یه کم نابرابر باشه چون برای کنترل اون فیدبک مثبت سخت گیریهایی روی پوشش زن باید باشه که احتمالا برای مرد لازم نیست. من فکر نکنم مردی که بدون پیرهن بیاد تو خیابون کسی را تحریک کنه (منظورم آدمهای straight بود!) ولی مطمئنم یک زن میتونه. من فکر نکنم که یه زن حتی اگه تحریک بشه به این سادگی حاضر به ارائه مطاع گران بهاش (بواسطه محدودیت تکثیر) باشه ولی یه مرد اون مطاع ارزونش را میتونه به هر کسی بده.

تکرار مکرراته. ولی تمام این حرفهایی که گفتم در سطح ناخودآگاه داره کار میکنه. مثلا اینطوری نیست که همه مردها در پی تکثیر ژنشون باشن ولی احتمالا همه اشون با دیدن یه عکس تحریک میشن. این دیگه خارج از کنترلشونه. یا اینکه همه زنها دوست دارن زیبا باشن و زیباییشون درک بشه. پس مدرن بودن و civilized بودن انسان نمیتونه جواب خوبی برای این قصه من باشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 17:34  توسط بیندیش  |